آخرین مطالب

ماجرا های من و پیشی

قسمت اول این پیشی جذابی که معرف حضورتون هستند، چند روز پیش تایم ناهار مهمون من بود. در حالی که به پشت بام می رفتم،  نزدیک گلها پرسه میزد

مرز میان ساحل و دریا

در مرز میان شن های ساحل و امواج ساحل، زنی با لباس های کامل خیس و موهایی آشفته افتاده بود. موج هر بار می آمد و بدنش را نوازش

نامه

ساعت کاری اش بالاخره تمام شد. نفس عمیقی از سر آسودگی می کشد. روی میزش پر از کاغذ ها و مدارکی است که هنوز ثبت نشده است و کلی

یک قاچ کتاب _ مثل یک ببر زندگی کن

سلام دوستان امروز قصد دارم چند بریده از حکایت های کتاب مثل یک ببر زندگی کن اثر پائولو کوئیلو رو براتون بذارم. بنظرم حرکتی ناشایست هست اگر از مترجم

چتر

با کله و لنگ درهوا مرا در گلدان جلوی در ورودی انداخت. حتی نگذاشت آب روی سر و کولم پایین بریزد. هنوز خیس عرقم از بس دست هایم را

گربه عصبانی

دکتر در صندوق عقب ماشینش را باز کرد. ناگهان گربه ای با تمام قوا پرید و کله ی دکتر رابین چنگالهایش گرفت. سر و صدای گربه هرکسی را می