کتاب هایی که دلپیچه دارند

ماجرا از آن جا شروع می شود که این پیچی جان که مدام کارهای من را در هم می پیچد. مدتی است به جان کتاب های من افتاده است. تمام کتاب ها را در هم ریخته است. هر از گاهی سمت کتابی می پیچد و چند صفحه ای از آن را که مطالعه کرد باز پیچ می خورد و سمت دیگری می رود. همه کتاب ها را دستمالی می کند و بعد گوشه ای روی طاقچه می گذارد تا به خودشان بپیچند.

می گویید چرا کتاب ها باید به خودشان بپچیند؟!

باید بگویم از ذوق اینکه شاید یک روز دوباره دستی سمت آنها دراز شود و صفحات دیگرشان را ورق بزند به خودشان می پیچند. مثل یک دل پیچه، دل پیچه ای در درون کلمات شان شکل می گیرد ومدام آنها را باهم درگیر می کند. کتاب ها هیچوقت امید دوباره خوانده شدن یا حداقل یکبار خوانده شدن را از دست نمی دهند. با همین امید است که زنده هستند و زندگی می کنند.

کتاب هایی که پیچی با تمام سعی و تلاشش بتواند دخالتی در آنها کند کم هستند. خوشبختانه در اکثر مواقع تلاش هایش ناکام می ماند و دل پیچه کتاب زیاد طول نمی کشد. همان روزی که باز می شوند تا تمام شدنشان بیشترین تلاشم را می کنم که زودتر به دل پیچه درونی شان خاتمه دهم.

مثل یک دکتر که نسخه مریض را برای بستری شدن می پیچد. منم همان اول کار نسخه کتاب را برای خوانده شدن می پیچم. چند روز که از بستری شدنشان بگذرد، سالم و سرحال به خانه خودشان روانه می شوند.

اما هنوز هم برایم جای سوال است که چرا دل پیچه بعضی از کتاب ها تمامی ندارد. برخی از آن ها سالهاست که دلپیچه شان به کما رفتن بدل شده است. بیدار نمی شوند و کلماتشان نامفهوم و نخوانده باقی مانده است. هر از گاهی به آنها سری می زنم اما دریغ از اینکه تکانی بخورند و صفحه ای جدید ورق بخورد. شاید ته ته تکان خوردنشان جا به جا شدنشان باشد.

بنظر شما چرا بعضی از کتاب ها در همان روز اول با تمام جذابیت و معروفیت شان نخوانده می مانند و آخر سر دلپیچه شان به یک بیهوشی گنگ بدل می شود که معلوم نیست کی به هوش بیایند؟!

علت اینکه کتاب‌ها نخوانده در کنج کتابخانه یا میز برای روزها و ماه ها و سال ها خاک می خورند چیست؟!

من هم لیست کوچکی از این کتاب ها دارم و امیدوارم زودتر چشم کلماتشان گشوده شود و با یک گلدان گل ( چون شاخه گل های بریده شده عمری بس کوتاه دارند.) به استقابل شان بروم و باهم ساعت ها به گفت و گو و خاطره سازی بپردازیم.

از جمله این کتاب های به کما رفته من؛

کتاب چشم هایش

کتاب ایکیگای

کتاب تصمیم گرفتم خودم باشم

کتاب چشم دل بگشا

کتاب نیمه تاریک وجود

کتاب ناطوردشت

کتاب غول درون

کتاب بازیچه دست دیگران نشوید

هستند که با وجود جذابیتشان هنوز کامل خوانده نشده اند.

شما چه کتابهایی دارید که در کما به سر می برند.

بنظر شما علت بیدار نشدنشان یا بهتر بگویم خوانده نشدنشان چه می تواند باشد؟

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط