خاطرک _عروسک

مادر اسباب و اثاث در هم امیختن قوطی رنگها را در روی اپن سنگی بزرگ خانه می گذارد . در گوش ی سمت راست اپن اینه ای باریک و دراز خودنمایی می کند . گوشه هایش زرشکی، باریک انگار لبهای باریکی است که رژ زرشکی ای ان را مزین کرده است . ظرفی شیشه ای که گوشه هایش شبیه دامنی چین دار است در کنار دستش گذاشته است . رنگها را یکی یکی باز می کند و به خورد شیشه می دهد . اکسیدان را برمیدارد و هر چه داخلش است را بالا می آورد . می خواهد ادای آرایشگر ها را در بیاورد . ژست یک آرایشگر کارکشته را به خود گرفته است . فرچه ای با موهای سیخ سیخی و آشفته را در حلقوم کاسه و مجلس رنگ و اکسیدان می زند . مجلس به هم می ریزد اما کمی بعد رنگی زیبا و یکدست به خود می گیرد . دختر بچه با عروسکی کچل که فقط چند تار مو روی کله ی کچلش است ایستاده و به این اکران شگفت انگیز خیره شده است . مادر هر بار موهای فرچه را با دسته ای رنگ بر کله اش می کشد بیشتر شبیه گل گرفتن بر سر خود می ماند . کل رنگ را از حلقوم این کاسه چین دار بیرون می کشد و بر سرش فرو می ریزد . دختر بچه در شگفتی ای عجیب به سر می برد . گل به سر گرفتنش که تمام میشود فرچه و کاسه را ترک میکند و بدنبال کلاهی پلاستیکی راهی سوراخ سنبه های خانه میشود . دختر بچه از ان فرچه گلی جادویی که کم وبیش ردی از گل بر کله اش مانده بر می دارد و اخرین رده های گل را به کله صاف و براق با چند تار موی عروسک می کشد . تارهای نازک و کم پشت سفید براق عروسک با یک مشت گل پوشیده شده است . الگو دست بکار می شود وکله ی گلی اش را با اب مثل روز اول تمیز و براق می کند . دختر بچه که حرکات الگو را تقلید می کند کله کچل و سنگی عروسک را با اب می شورد . عروسک تغییر کرده است حالا بیشتر شبیه صاحبش است . عروسک چند تار موی قهوه ای رنگ ، موهای سفید و براق رنگش را در آغوش گرفته است و حالا او صاحب موهای قهوه ای همرنگ موهای دختر بچه است.

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *