یک قاچ کتاب _دختری که به اعماق دریا افتاد

دختری که به اعماق دریا افتاد، داستانی با ژانر فانتزی به قلم اکسی اوه

این داستان شمارا به دنیایی در انتهای دریا ها می برد. دنیایی سرشار از موجودات افسانه ای و خدایان متفاوت که هر کدامشان وظیفه ی محافظت از یکسری چیزهای مختلف دارند. داستان دختری که خودش را برای محافظت از خانواده اش قربانی می کند. اون به درون دریای خروشان شیرجه می زند تا عروس خدای دریا شود و مردم و خانواده اش را از بدبختی نجات دهد….

  • سانگ می گوید:( اعتماد به دست آوردنی است؛ می گوید اعتماد کردن به کسی به دادن خنجری به او برای زخمی کردن آدم می ماند. اما برعکس، جون معتقد است که اعتماد به ایمان می ماند؛ که اعتماد کردن به یک نفر مثل باور داشتن به الهه ی انسان ها و جهان است که شکلشان داده است.)

——————————————————————————————————

  • تو ادعا می کنی که خدایان باید به انسان ها عشق بورزن و مراقبشون باشن. من با این مخالفم. به نظر من عشق نباید خریدنی یا به دست آوردنی باشه یا حتی دعا کردنی باشه؛ باید رایگان داده بشه…

——————————————————————————————————

  • گاهی وقت ها آدم خانواده اش رو نه تو هم خون هاش، بلکه جای دیگه ای پیدا می کنه.

——————————————————————————————————

  • حقیقت دارد که آدم ها برای کسانی که دوست دارند به آب و آتش می زنند. برخی شاید نام این کار را قربانی شدن بگذارند…. اما فکر می کنم عکس این موضوع حقیقت دارد؛ به نظر من هیچ کاری نکردن قربانی شدن وحشتناک است.

——————————————————————————————————

  • اون قدری که از تنها گذاشتن اونها می ترسم از مردن نمی ترسم

——————————————————————————————————

  • هیچ کار خارق‌العاده ای هرگز از سر منطق و دلیل انجام نمی شود بلکه انجام می شود چون روحت تنها وقتی می تواند نفس بکشد که آن کار را انجام دهی.

——————————————————————————————————

نظر شما راجع به تعریفی از اعتماد چیه دوستان خوشحال میشم در میون بذارین ؟!

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *